ميرزا احمد ميرزا خداوردى
20
اخبارنامه ( تاريخ تالشان از سلطنت نادرشاه تا سلطنت محمدشاه قاجار ) ( فارسى )
دارد . با رسيدن به قسمت پايانى كتاب - كه نويسندهء كتاب همراه پدرش در ايران بود - اطلاعات مترجم دربارهء نام اماكن و اشخاص در ايران به پايان مىرسد ، در نتيجه براى جبران كاستى ، تا آنجا كه ممكن است در مورد هر چيزى ، حتى به غلط ، به توضيح و تفسير مىپردازد . براى نمونه هنگامى كه ميرزا احمد از صفر على خان خلج به عنوان حاكم تالش جنوبى ياد مىكند ، مترجم در توضيح شمارهء 245 ، سى و يك خط كتاب را سياه مىكند تا دربارهء اينكه « خلج كه يك طايفهاى از تركان اغوز هست » توضيح دهد . همچنين هنگامى كه اخبارنامه از رحمت الله خلج صحبت مىكند ، حسينزاده در شمارهء 219 مىنويسد : « دو روستا به نام خلج در ايران وجود دارد » . وى همچنين در شمارهء 196 به تشريح كلمهء « توچى » به معنى بذل و بخشش پرداخته است . با وجود اينكه كلمهء « توچى » در صفحهء 20 نسخهء اصلى براى نخستينبار آمده ، مترجم هيچ توضيحى دربارهء آن نداده ، در حالى كه قاعدتا مىبايست به تشريح آن مىپرداخت ، اما بار دوم آن را شرح داده است . اطلاعات عمومى مترجم آذربايجانى از تالشان بسيار ضعيف بوده و به خود زحمت مطالعهء كتابهاى پژوهشگران روس را - كه تحقيقات مفصلى دربارهء تالشان انجام دادهاند - نداده است . براى نمونه در شمارهء 275 دربارهء گالش نوشته است : « نام يكى از طايفههاى قديم است كه در اين محل زندگى مىكردهاند . از گروه گيلكها و تالشها بودهاند ، ولى با گذشت زمان در درون گيلكها و فارسها و تالشها تحليل و از بين رفتهاند » . در حالى كه به مردم تالش مستقر در كوهستان - كه دامدارند - گالش گويند و هنوز در بسيارى از نقاط جلگهاى استان گيلان اين اصطلاح رواج دارد . « 1 » چندگانگى توضيح و تفسير دربارهء نامهاى اشخاص و اماكن ، نشان از اقدام چند نفر در اين كار دارد و يا اينكه مترجم در فاصلهء زمانى طولانى به ترجمهء اين اثر پرداخته و به علت تنگى وقت يا خستگى مفرط ناشى از كار ، قصد داشته هر چه سريعتر كتاب را به پايان برساند .
--> ( 1 ) . نك : حسين احمدى ، پيشين .